ماجرای تبدیل سازمان میراث فرهنگی به وزارتخانه

فرداد پرواز

6اردیبهشت1396


تحرکات برای تبدیل سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی به وزارتخانه در شرایطی شدت یافته و در صحن علنی مجلس مطرح شده که ارزیابی این تحولات ساختاری از هر منظر و با هر منطق فاقد توجیه است و به نظر نمی‌رسد منفعت برای میراث فرهنگ به عنوان عنصر کلیدی شکل گیری این سازمان داشته باشد.

تابناک: تحرکات برای تبدیل سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی به وزارتخانه در شرایطی شدت یافته و در صحن علنی مجلس مطرح شده که ارزیابی این تحولات ساختاری از هر منظر و با هر منطق فاقد توجیه است و به نظر نمی‌رسد منفعت برای میراث فرهنگ به عنوان عنصر کلیدی شکل گیری این سازمان داشته باشد.

سازمان میراث فرهنگی همواره در حال تغییر و تحول بوده و آنچه امروز به عنوان سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی شناخته می‌شود، محصول تغییرات مستمر و تفکیک و ادغام‌های مکرر در دوره‌های مختلف بوده است. یکی از مزیت‌های شکل گیری این سازمان، قرارگیری این مجموعه در سطح معاونت ریاست جمهوری است که یک مجموعه بالاتر از تراز وزارتخانه تلقی می‌شود.

با وجود همه این سلسله تغییرات، در دوران دولت دهم و به خصوص پس از شکل‌گیری برخی حواشی، عده‌ای بحث تغییر ساختار این سازمان به وزارتخانه جهت پاسخگو نمودن و تعیین مسئول این مجموعه با رای اعتماد وزرا و امکان استیضاح وزیر میراث فرهنگی را مطرح کردند؛ بحثی که در نهایت سرانجام مشخصی نیافت و چنین وزارتخانه‌ای در دولت پیشین شکل نگرفت اما در عوض وزارتخانه دیگری قد علم کرد.

شماری از نمایندگان مجلس با ادغام دو سازمان ملی جوانان و تربیت بدنی که هریک وظایف تخصصی داشتند، تلاش کردند مدلی که در سایر کشورها وجود دارد را پیاده سازی کنند و در عین حال هر دو سازمان را در قالب وزارت ورزش و جوانان پاسخگو کنند. این تغییرات رقم خورد و وزارت ورزش و جوانان در دوران دولت دهم با اراده مجلس شکل گرفت اما در نهایت نه تاثیری بر ورزش داشت و نه آثار مثبتی برای حوزه جوانان در پی داشت.

طرح ادغام مدافعان فراوانی داشت اما مدافعان در صورت وقوع پیش شرط هایی نظیر برون سپاری وظایف سازمان تربیت بدنی و کاهش حجم فعالیت‌های ورزشی این وزارتخانه، احتمال موفقیت این ادغام را مطرح می‌کردند، نه آنکه عملاً هر دو سازمان با همان رویه قبلی فعالیت کنند و صرفاً هر دو به لحاظ سازمان ذیل عنوان وزارتخانه قرار بگیرند. به عنوان نمونه انتظار می‌رفت همچون سایر کشورهای پیشرفته و استانداردهای بین المللی، فدراسیون‌ها ذیل کمیته ملی المپیک فعالیت کنند اما چنین تغییراتی رخ نداد.

اکنون بدون آنکه قرار باشد تغییراتی در میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی رخ دهد، برخی در پی تغییر وضعیت این سازمان هستند و دوباره این بحث با تصویب یک فوریت در صحن علنی مجلس شورای اسلامی اوج گرفته و آن گونه که برخی نمایندگان مجلس این طرح را دنبال می‌کنند، احتمال اینکه این تغییرات رخ دهد، بسیار بالاست اما باید کوشید تا این احتمال را به صفر رساند.

زهرا احمدی‌پور در حدود شش ماهی که مسئولیت این سازمان را برعهده داشته، به جز سفرهای زنجیره‌ای و برخی اظهارنظرها عملکرد قابل دفاعی نداشته و مهم ترین ضربه به میراث فرهنگی که خروج بزرگ ترین گنجینه ملی ایران با بیمه حداقلی به خارج از ایران بوده نیز در همین دوران رخ داده است؛ اما همه اینها دلیل کافی برای تغییر وضعیت این سازمان نیست.

عده‌ای طرح این تغییرات را نه به دلیل عدم پاسخگویی مسئولان مربوط بلکه به خاطر اهمیت توسعه گردشگری و تبدیل ایران به یکی از ده مقصد گردشگری دنیا خوانده‌اند اما به نظر نمی‌رسد با تغییرات و تبدیل این سازمان به وزارت شاهد تغییر شگرفی در حوزه گردشگری باشیم، کما اینکه همین مدل تغییر در حوزه ورزش و جوانان نتیجه نداد. با این اوصاف باید پرسید تبدیل سازمان میراث فرهنگی به وزارتخانه دقیقاً با چه هدفی انجام می‌شود و برای چه کسانی منفعت دارد؟!


http://tnews.ir